تبلیغات
انقلاب اسلامی
انقلاب اسلامی


یا حضرت دوست
فردا آفتاب از مغرب طلوع میکند و سرزمین کرمانشاه نسل حیدر را در آغوش میگیرد.
این روزها به مردم کرمانشاه حسودیم میشود.

برای دلم:
آقا اجازه! این دو سه خط را خودت بخوان! * قبل از هجوم سرزنش و حرف دیگران

آقا اجازه! پشت به من کرده قلبتان * دیگر نمی دهد به دلم روی خوش نشان!

قصدم گلایه نیست، اجازه! نه به خدا! * اصلا به این نوشته بگویید «داستان»

من خسته ام از آتش و از خاک، از زمین * از احتمال فاجعه، از آخرالزمان!

آقا اجازه! سنگ شدم، مانده در کویر * باران بیار و باز بباران از آسمان

اهل بهشت یا که جهنم؟ خودت بگو! * آقا اجازه! ما که نه در این و نه در آن!

«یک پای در جهنم و یک پای در بهشت» * یا زیر دستهای نجیب تو در امان!

آقا اجازه!...................................................................!

باشد! صبور می شوم اما تو لااقل * دستی برای من بده از دورها تکان...

منبع: معبر سایبری


نوشته شده در جمعه 22 مهر 1390 توسط علیرضا مسعودی | نظرت شما ()
آخرین مطالب ارسالی